گیلان من
معرفی شهرستان ، شهر و روستا های استان گیلان - اماکن مذهبی ، تفریحی استان گیلان - جاذبه های توریستی و گردشگری - نقشه ها
درباره وبلاگ


سلام من یک گیلانی هستم و علاقه دارم شما را با استان سرسبز گیلان آشنا کنم.
امیدوارم لحظات خوبی در این وبلاگ سپری کنید.

روزگار ما، وفا با ما نداشت
طاقت خوشبختی دل ما را نداشت
پیش پای ما سنگی گذاشت
بی خبر از مرگ ما پروا نداشت
آخر این غصه هجران بود و بس
حسرت رنج و فراوان بود و پس ...

آدرس وبلاگ گیلان من :
www.My-Gilan.Mihanblog.com

ایمیل :
Yek_Gilani_206@Gmail.com

مالک وبلاگ : مدیر وبلاگ
نظرسنجی
آیا از این وبلاگ راضی هستید ؟




تبلیغات
تبلیغات ثابت
مدیر وبلاگ
شنبه 1 تیر 1395






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اطلاعیه جدید
مدیر وبلاگ
یکشنبه 20 اردیبهشت 1397


بازدید کننده گرامی ، متاسفانه باز هم شاهد توقف کاری آپلود سنتر عکس گیگ در تاریخ 10 / 2 / 1397 شده ایم. متاسفانه تمام عکس های آپلود شده در فضای اینترنت از دسترس مدیر وبلاگ خارج شده و ظاهر وبلاگ از ظاهر شکیل و بازدید پسند خود خارج شده است.

و بنده بطور کامل ، از این به بعد تمامی تصاویر و فایل های موجود در وبلاگ را به آپلود سنتر جدید که همان آپلود سنتر صنعتگری می باشد را منتقل خواهم کرد ، و پیشاپیش از پیشگاه شما بخاطر این وضع ناخواسته و بوجود آمده عذرخواهی می نمایم.

لطفا تا زمان آپلود مجدد تصاویر شکیبا باشید



==============================



متاسفانه در 17 مهر 1395متوجه شدیم آپلود سنتر عکس گیگ دوباره از کار افتاده و عکس های آپلود شده ما را در فضای اینترنت به نمایش در نمی آورد. به ناچار تصاویر را از این آپلود سنتر عالی به آپلود سنترimg7 منتقل میکنم. لطفا تا زمان آپلود مجدد تصاویر شکیبا باشید.


در اولین فرصت تمامی عکس های این وبلاگ به آپلود سنتر دیگری انتقال می یابد.



:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

لباس های محلی گیلان

لباس های محلی گیلان با وجود زیبایی خاص و ویژه آن به دلیل پوشش مناسب با عقاید مذهبی و دینی ما نیز سازگار است.

هنوز هم در مناطق مختلف استان زنان و مردان از لباس بومی و سنتی مختص خود استفاده می کنند به طور مثال در قاسم آباد، تالش و دیلمان زنان و مردانی هستند که با پوشش ملی دیده می شوند البته در روستاها و مناطق کوهپایه ای این مهم بیشتر به چشم می خورد، ناگفته نماند در چند سال اخیر جوانان نیز به پوشیدن اینگونه لباس ها راغب شده اند به طوری که بعضی از دختران در مجالس جشن و بخصوص جشن عروسی با لباس محلی حضور پیدا می کنند.

زنان روستایی در این بخش از کشور ، صورت هایشان را نمی پوشانند.» پوشاک در گیلان نیز مانند هر منطقه دیگری معرف اندیشه، سلیقه، نوع کار و معیشت و ارتباط مردمان با طبیعت است. طراحی لباس در این منطقه، کاملا در رابطه با سازگاری با محیط تعریف می شود چنانکه لباس زن گیلکی به شکلی طراحی شده که وقتی او بر اسب می نشیند هیچ نقطه از بدنش پیدا نباشد. علاوه بر سبک کلی لباس، ترکیبات و روش دوخت تن پوش های مردم ناحیه خزر با سایر مناطق آن قدر متمایز است که این مردم را به خوبی می شناساند.


پوشاک مردان : پوشاک مردان در این منطقه از سرپوش های مردانه (کلاه)، تن پوش، شلوار، شال کمر، کت و پای افزار تشکیل می شود که هر کدام از آنها تقسیم بندی های مختلف و متنوعی دارند.


☼ کلاه
سرپوش مردانه (کلاه) کلاه پوششی است که مردان از پوست ، شال و پارچه به شکلهای مختلف می دوزند و برسر می گذارند. کلاه در طول زمان به شکلهای مختلف تغییر یافته و این تغییرات از کلاه ماهوت مشکی گرفته تا کلاه پهلوی و کلاه اروپایی (شاپور) ادامه یافته است . کلاه هایی که خاص مردان گیلان زمین است، کلاهی است که در روستاها استفاده می شود. از جمله :

■ کلاه مردان غرب گیلان :
شال کلاه     فصل استفاده: زمستان     جنس پارچه: پشمی بومی
کلاه چالگیزی یا چلگیزی کلاه     مکان استفاده: نواحی کوهستانی هشتپر
• کلاه ترکدار یا چهار گوش     فصل استفاده: تابستان     جنس پارچه : پارچه سفید
کلاه عرق چین     فصل استفاده: تابستان و هنگام خواب     جنس پارچه: توری به رنگ سفید


■  کلاه مردان شرق گیلان :
• نمت کلاه (NAMAT KOLAH)
جنس: نمد     شکل: تخم مرغی بلند،کوتاه و چهارگوش     رنگ: خردلی روشن
زمان استفاده: در روز عروسی داماد برسر می گذارد


☼ جلیقه

جلیقه که آن را جلقته یا جلقده می گویند، برای فصول پاییز و زمستان از جنس شال و برای بهار و تابستان از پارچه های نازکتر دوخته می شد.


☼ شلوار

شلوار مردان غرب گیلان :
شلوار مردان تالش که آن را شلار می گویند دارای دمپای تنگ و اغلب به رنگ سیاه ، شیری و فلفلی است . جنس این شلوار از پشم است. امروزه بعضی ازمردان مسن تر درفصل پاییزو زمستان ، در منزل و یا برای مراجعه به بازار داخل روستا،این شلوار رامی پوشند اما هنگام مراجعه به شهر از کت و شلوار معمولی که مردان درشهر می پوشند، استفاده می کنند.

■ شلوارمردان شرق گیلان :
مردان درشرق گیلان نیز شلواری که دمپای آن برای پیرمردان، لوله ای ساده و برای جوانان دکمه ای بود، می پوشیدند. رنگ این شلوار تیره بوده است .

• شلوار چروداری :     نوع پارچه : دستباف

• شلوار قدک :
در قاسم آباد، رودبارسر شلوار مردانه ای می دوختند به نام قدک که نوع پارچه آن نخی و رنگ آن مشکی یا سرمه ای بود.

• تنگ تومان (Tange- tuman) :
شلوار تنگی بوده که مرد روستایی در مزرعه ، یا هنگام رفتن به جنگل می پوشید. این شلوار هم در غرب و هم در شرق گیلان پوشیده می شد .

• دیج (dej) :
شلوار تنگ چسبانی، که دارای لیفه ای معروف به بندی تومان بود. بعدها مدل این شلوارها سه دکمه شد و آن را با کمر بند می بستند . این شلوار معروف به «پیش پولوک» یا «پیش پولیک» یا شلوارجلو دگمه دار یا تومان قیش است. در هر حال مردان چه در غرب چه در شرق گیلان، به ویژه در زمستان، زیر شلوار پشمی خود، پیژامه یا ژامه می پوشیدند.


☼ کت
مردان تالش ازکتی به نام چوخا یا شکه که ازشال دوخته می شد استفاده می کردند . شکل این کت معمولی و دارای یقه برگردان است . مقدارشال مصرفی 12 گز و عرض شال برای دوخت 80-70 سانتیمتر است. در شرق گیلان و نواحی جلگه ای، مردان از پشمه چوخا (چوغا)، از جنس شال کت می دوختند.



☼ لباس کوهستانی مردان :

• غرب گیلان :
درنقاط کوهستانی تالش، باسلق، پوشش دامداران درفصل سرد می شود.
• شرق گیلان : شولا (شب لا)، نوعی پالتوی نمدی و بالا پوش یا تن پوش شب است که چوپانان آن را می پوشند و بر سر پوستین می گذارند.
• کولاگیر : پوشش دیگری است که چوپانان در روز می پوشند. کوتاهتر از شولا ولی جنس آن از نمد است.


☼ پای افزار (پاپوش یا کفش)
• چوموش : چوموش به فارسی «چموش» گفته می شود که نوعی پای افزار از جنس چرم ساده است. کفشی کاملا بومی بوده که بیشتر ساکنان مناطق کوهستانی گیلان از آن استفاده می کردند، اما اینک کاربرد خود را به کلی از دست داده است . از امتیاز های این پای افزار، سبکی و یکپارچگی آن است.

چموش دوزی در مناطق کوهستانی گیلان اهمیت به سزایی داشته و این اهمیت را می توان در نام بعضی از روستاها یافت، زیرا نام روستاها، از مشاغل غالب در آن نشأت گرفته است. روستاهایی چون «چاموش دوزان» در ماسال و شاندرمن یا «چارق دوزی محله» در لاهیجان و «چاموش محله» در خانقاه ماسال موید این نکته است.

- انواع چموش (دو نوع چموش وجود داشت) :
یکی مخصوص شکار که به «شکار چوموش » موسوم بود .این پای افزار، با بند چرمین به پا بسته می شد و نوع دیگر که فاقد بندهای چرمین بود.

در تالش دو نوع چموش دوخته می شد: نوع مرغوب آن «ختنی» و  نوع نامرغوب آن که از پوست دباغی شده دوخته می شد که «مازرده» نام داشت.

• رزین چموش : به مرور زمان دوختن و استفاده از چموش، از رونق افتاد و نوعی دیگر که از لاستیک تهیه می شد به نام «رزین چموش» جای آن را گرفت.

• ساغری : کفش چرمی بدون پشت و بی پاشنه است که روحانیون آن را می پوشیدند.

• ارسی : کفش چرمی پشت دار.

• چاروق : کفش دوخته شده از پوست الاغ، اسب یا گاومیش، پشت دار با بند و یا ساده.

• گیوه : پای پوش بافته شده از نخ کتان یا کنف که در تابستان استفاده می شد.

• پوتین گالش : این نوع گالش دارای رویه کوتاه بود. جنس آن چرمی و نوع آن جلو بنددار بود

• چکمه : مردان روستایی هنگام کاردر مزارع یا رفتن به جنگل ،در پاییز و زمستان چکمه پلاستیکی می پوشیدند.

• چوکوتور( چیکتور) : چیک یا چوک به معنای پنجه و تور به معنای بافته است. چیکتور پوششی بود که به هنگام حرکت روی برف، زیر چموش می بستند.

• کفش چوبی یا کتله (دمپایی محلی) : به دمپای ساخته شده از چوب گفته می شد و دارای دو نوع بود، یک نوع آن دارای یک تسمه کلفت بود که انگشت بزرگ پا داخل آن قرار می گرفت. این کتله برای طی راه های کوتاه و در حمام های عمومی استفاده می شد.



▄ پوشاک زنان : پوشاک زنان شامل، روسری و سربند، پیراهن، کت، الجاقبا، دامن، گردتومان، جلیقه، چادر کمر، چادر شب، کفش و جوراب است.

روسری و سربند :
اغلب زنان گیلان از دو سربند، یکی در زیر )لچک) و دیگری بر روی آن (دستمال) استفاده می کنند. دستمال در نواحی مختلف گیلان اسامی مختلفی دارد، در تالش به آن «سرا بست»، در ناحیه و سرود «تونه دسمال»، در ماسال «بنشه دسمال» و در گرگانرود و خوشابر اسالم به آن «سر دستمال» می گویند. در جلگه های گیلان نیز دستمال به اسامی زیر خوانده می شود: روسری دستمال، پیله دسمال و سرفود که بر روی لچک بسته می شود و اصولا رنگ آن سفید است.


پیراهن (بالا پوش) :
پیراهن، بالاپوش بانوان گیلانی است. این پوشش در گویش تالشی، «شسی» Sey و در شرق و جلگه تالش، پیرهن Pirhan و جمه خوانده می شود.زنان در غرب گیلان شی یا پیراهن یکسره آستین بلندی می پوشند که از جلو مقداری باز است تا راحت تر بتوانند به نوزاد شیر بدهند و دو طرف آن نیز چاک دارد. اندازه چاک پیراهن و بلندی آن نیز که اصولا روی تنبان می آید در قسمت های مختلف غرب گیلان متفاوت است.

پیراهن زنان در جلگه گیلان، مثل پیراهن زنان غرب گیلان است اما بسیار از آن کوتاه تر است. پیراهن بانوان شرق گیلان به مراتب متنوع تر از پیراهن زنان در غرب گیلان است و تفاوت هایی در آنها مشاهده می شود.مثلا نوعی از آن، جلو بسته است و از طرف شانه دکمه دارد و نوعی دیگر دارای چاپ پهلو است و غیر از یراق دوزی و چرخ دوزی از نخ های رنگی نیز در جلوی پیراهن استفاده می شود.

پیراهن بانوان املشی «چابکی» (Caboki) نام دارد و کشاورزی و پولدوزی شده است. پیراهنی که آنها در منزل می پوشند از زیر سینه، چین دارد و بلندی آن به زانو می رسد. متفاوت ترین پیراهن، پیراهن مرسوم در پاشاکی واقع در «خرارود» است که چرخدوزی شده و پارچه آن با «پاچال» و ابریشم خام در محل بافته می شود و اطراف پیراهن به رنگ سرمه ای و به روشیپیچمات با پیله ابریشم رنگ می شود. این پیراهن را دختران در روز عروسی یا در مهمانی به تن می کنند.


☼ جلیقه :
جلیقه یکی از پوشش های متداول بانوان گیلان است. این پوشش در ناحیه غرب گیلان جلخته Jelexte، نیفتنه niftane، در ناحیه شرق گیلان جرقده jarqade یا جرزقه jarzaqe، و در جلگه های گیلان جلقته ، جلتقه، جلخته، جلغده و جلخده نامیده می شود. مدل متداول جلیقه، اصولاً جلو باز سه دکمه و یقه هفت با سه جیب در طرفین است و پشت آن سکگ دارد که قابلیت گشاد و تنگ کردن را به آن می دهد. جنس آن بسته به وضعیت مالی افراد، متفاوت است. جلیقه در نواحی جلگه ای گیلان به صورت ساده مورد استفاده قرار می گیرد ولی در مناطق کوهستانی و کوهپایه ای سکه دوزی و با نخ های رنگی چرخدوزی می شود.







نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 دی 1395

نام محلی : تاب كول بازی
نام فارسی : ندارد
هجی کلمه : Tab Kul Bazi

بازی بومی و محلی ، بازی های محلی

مکان : فضای باز ، بیرون از خانه ، دشت
تعداد بازیکنان : 8 نفر تا 16 نفر

فصل بازی : اغلب ایام سال


این بازی به صورت تیمی است و در فضای باز و بیرون از خانه انجام می شود. بیشتر در غرب گیلان (رودسر و كلاچای) رایج بوده و بین نوجوانان و جوانان انجام می شود.

دو گروه كه اعضای هر كدام 4 تا 8 نفر است. یك تراشه چوبی را انتخاب، سپس یكطرف تخته را به آب دهان آغشته كرده و به هوا پرتاپ می كنند. اینكار شبیه شیر یا خط بوده و اگر قسمت آب دهان زده شده رو می افتاد، طرف مقابل بازنده می شد. افراد گروه بازنده باید برندگان را سواری میدادند و برندگان در حین سواری توپی را به سوی یكدیگر پرتاپ می كردند. اگر توپ زمین میخورد، سواران می باختند و این بار باید به افراد رقیب سواری بدهند و بازی به همین شكل ادامه می یافت.


بازیكنان (چه سواری دهندگان و چه سواری گیرندگان) باید در حین بازی تعادل خود را حفظ كنند.







نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها : تاب كول بازی، تاب کول، tab kul bazi، بازی محلی، بازی قدیمی، بازی گیلانی ها، بازی تیمی،
لینک های مرتبط :
جمعه 10 دی 1395

نام محلی : هفت سنگ
نام فارسی : هفت سنگ


هفت سنگ، بازی هفت سنگ، بازی محلی، بازی بومی محلی


مکان : کوچه ، خیابان ، دشت
تعداد بازیکنان : 6 نفر به بالا
فصل بازی : معمولا اغلب ایام سال


یکی دیگر از بازی های دوران گذشته که اکنون از بین رفته و تقریباً دیگر هیچ نوجوانی یا بزرگسالی آن را بازی نمی کند، بازی هفت سنگ نام دارد که در گذشته دور، قبل از انقلاب زمانی که روستاها با برق و تلویزیون آشنا نشده بودند و امروزه که بازی های کامپیوتری حتی کودکان را به خود مشغول کرده دنبال هیچ بازی نیسنتد .

بازی هفت سنگ که در گذشته بین کودکان و جوانان در بعضی مواقع بین بزرگسالان رایج بود و یک بازی قدرتی و پرورشی بود، بدین گونه انجام می شد.

هفت سنگ، بازی هفت سنگ، بازی محلی، بازی بومی محلی

افراد حاضر به دو دسته تقسیم می شدند و دو تیم با نام سرگروه خود را تشکیل می دادند. لازمه بازی یک عدد توپ (حتی المقدور کوچک تنیس یا به قول محلی ها توپ هفت پوست و تعداد هفت تکه سنگ تخت به ابعاد تقریبی 10 سانتی به شکل مربع یا مستطیل که به سهولت روی هم چیده شود، چنانچه توپی در دسترس نبود که بیشتر مواقع این چنین بود، بوسیله تکه پارچه های بلا استفاده توپی درست می کردند.

نحوه بازی : به قید قرعه که متداول تر یا خشک بود چون پول سکه جهت خط و شیر وجود نداشت یک طرف تکه سنگی را با آب دهن خیس می به طرفین می گفتند تر یا خشک را می خواهی بعد سنگ را به آسمان پرتاب می د تا قسمت تر یا خشک نمان شود وتیم برنده قرعه مهاجم یا مدافع بودن تیمش را انتخاب می کرد تعداد هفت سنگ را تیم مدافع روی هم می چید و تیم مهاجم هم در نقطه ای که از قبل انتخاب کرده اند معمولا 8 الی 10 متر است قرار می گرفت و به نوبت توپ را به سمت هفت سنگ پرتاب می د تا به سنگها بخورد و آنها را خراب کند (اگر مهارت داشتند که بطور آهسته به سنگها بخورد و تعداد کمتر از هفت سنگ را بیندازند در موقع چیدن آنها کار راحتی داشتند) اگر نفر اول نتوانست هفت سنگ را بیندازد نوبت نفرات بعدی می شود چنانچه تمام نفرات نتوانند توپ را به هفت سنگ بزنند تا خراب شود بازی را باخته و جای خود را با تیم مدافع عوض می کنند، اما اگر سنگها را زدند نفرات در محدوده زمین بازی پراگنده می شوند تا فرصت پیدا کنند و سنگهای خراب شده را مجددا بچینند و تیم مهاجم هم بوسیله توپ با پاس کاری به هم تیمی های خود نفرات مهاجم را می زند چنانچه نفری از مهاجمین توپ خورد از دور بازی کنار می رود اگر تیم مهاجم توانست همه نفرات تیم مدافع را با توپ بزند و از دور
بازی خارج کند ولی اگر در این بین تیم مدافع توانست سنگ ها را روی هم بچیند حتی اگر یک نفر از آنها در بازی مانده باشد.

کسانی برای این بازی خوبند که بدنی نرم داشته باشند و دونده خوبی باشد.


هفت سنگ، بازی هفت سنگ، بازی محلی، بازی بومی محلی


• خطاها :


1- چنانچه افراد مهاجم جهت فرار از برخورد توپ به خود از محوطه قانونی زمین خارج شوند از گردونه بازی خارج می شوند.

2- فرد صاحب توپ نمی تواند با توپ بدود یا آن را حمل کند باید پاس دهد چنانچه با توپ چند گام بردارد خطا است و از دور بازی خارج می شود.

3- افراد مدافع نمی توانند افراد مهاجم را بگیرند.





ادامه مطلب


نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها : هفت سنگ، بازی هفت سنگ، بازی محلی، بازی بومی محلی، بازی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آذر 1395

نام محلی : قیش بازی ، ویریس بازی ، داله مزا
نام فارسی : کمربند بازی


قیش بازی ، کمربند بازی، ویریس بازی، داله مزا


مکان : دشت ، ییلاق
تعداد بازیکنان : حداقل 6 نفر
فصل بازی : معمولاً اواخر اسفند تا اواخر فروردین ماه

یکی از بازیهای محلی مرسوم در گیلان قیش بازی یا ویریس بازی است که معمولا در ایام تعطیل جوانترها برای سرگرمی و داشتن لحظاتی شاد انجام می دادند. کیفیت بازی در تمام روستاهای گیلان تقریبا یکی است. این بازی شرکت کنندگان زیادی می خواهد هر چه تعداد شرکت کنندگان بیشتر باشد هیجان بازی هم بیشتر خواهد بود. کیفیت بازی بدین شکل است که در ابتدا دایره ای روی زمینی مسطح می کشند. عده ای بیرون دایره هستند و عده ای داخل دایره.


قیش بازی ، کمربند بازی، ویریس بازی، داله مزا

در دستان بازیکنان خارج دایره کمربند قرار دارد. لازم بذکر است در گذشته بجای کمربند از ویریس که همان طنابی که با ساقه های برنج درست می شود، بود. بازیکنان داخل دایره کمربند را زیر پایشان قرار می دهند و از آن مراقبت می کنند. بازیکنان بیرونی سعی می کنند، کمربندهای داخل دایره را بر دارند و طرف مقابل هم با پاهایشان سعی می کنند، لگدی به حریف بزنند تا او را از دور خارج کنند اما اگر کمربند داخل دایره از دست برود مهاجمان با کمربند به پاهای حریف می زنند. معنا و مفهوم این بازی حراست از سرزمین است.

قیش بازی ، کمربند بازی، ویریس بازی، داله مزا






ادامه مطلب


نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها : قیش بازی، ویریس بازی، کمربند بازی، بازی بومی و محلی، بازی بومی و محلی گیلان، داله مزا، بازی قدیمی،
لینک های مرتبط :

آداب رسوم گیلانیان در نوروز



آداب و رسوم کهن مردم گیلان زمین همواره با جذابیت های منحصر به فردی همراه بوده است . با هم بخشی از آن را به افتخار بهار و " همراه با نوروز " می خوانیم :


نوروز خوانی


 نوروز خوانی از مراسم آخر هر سال در گیلان است. نوروزخوانی که هم اکنون نیز کم و بیش رواج دارد، در گیلان نماد ورود بهار و خیر و برکت است. برای این کار گروهی نوروزخوان در کوچه و خیابان به راه می افتند و اشعاری می خوانند. از معروف ترین این اشعار می توان به "دوازه امام" و "عروس گوله" اشاره داشت.

نوروز حوانی

اغلب نوروزخوانان نخست دوازده امام را می خوانند و وقتی به قسمت ترجیع بند می رسند، آن را دو نفری تکرار می کنند و بعد نوروز و نوسال می خوانند.

 این شعر چنین آغاز می شود:

 همی خوانم امام اولین را       شه کشور امیرالمؤمنین را
 وصی و جانشین یعنی علی را
 به یاسین و الف لام و به فیروز
       دهید مژده که آمد عید نوروز
 امام دومین هم دسته گل
       شفاعت می کند او بر سر پل
 حسن بابش سوار است او به دلدل
 به یاسین و الف لام و به فیروز
       دهید مژده که آمد عید نوروز

 این شعر در مدح دوازده امام ادامه می یابد.



عروس گوله

 نمایش "عروس گوله" نیز از دیگر مراسم قبل از حلول سال نو به شمار می رفت. این نمایش همراه با آواز ریتمیک دارای مفاهیم اخلاقی و آیینی خاصی بود. بازیگران این نمایش معمولاً سه نفر بودند و به نقش غول، پیربابو و نازخانم ظاهر می شدند. نقش نازخانم را بیشتر مواقع پسر جوانی که لباس زنانه پوشیده بود اجرا می کرد.

پیر بابو یا کوسه نقش پیرمردی بود که با غول بر سر تصاحب نازخانم به بحث و جدل می پرداخت. غول هم خود را با کلاهی از کلوش (ساقه برنج)، زنگوله ها و چماق به هیبتی عجیب می آراست. این گروه به منازل مختلف رفته، به ایفای نقش خود می پرداختند و در ازای تهنیت گویی خویش و آرزوی سالی پربرکت و پر یمن برای صاحبخانه، از او هدایایی دریافت می کردند.

 گاه نقش یک شخصیت دیگر به اسم "کاس خانم" نیز به این جمع اضافه می شد.

گل گل چهارشنبه

 از دیگر مراسم کهن ایرانیان که در گیلان هم با بعضی تغییرات جزیی به آن می پردازند، "چهارشنبه سوری" است که در غروب آخرین سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام می شود. به این منظور خار، بوته، گون و کاه جمع آوری می شد و با درست کردن پشته هایی که معمولاً رو به سمت قبله می نهادند و سپس آتش زدن آنها، از روی آتش می پریدند و هنگام پریدن با خوشحالی می خواندند:

 گل گل چهارشنبه       به حق پنج شنبه
زردی بشه، سرخی بایه       نکبت بشه، دولت بایه

 یعنی: ای شعله آتش چهارشنبه، به حق پنج شنبه، زردی و ضعف و بیماری رخت بر بندد و نوبت سرخی و نشاط و خرمی  فرا رسد. دوره نکبت و ناکامی به سر آید و دولت و اقبال روی نماید.

 این سنت که از روزگار زرتشت و حتی جلوتر بر جای مانده، در دوران اسلامی با اعتقادات مردم در هم آمیخته و رنگ و بویی دینی گرفته است. دود کردن  اسپند هم از این رسوم است که سعی می شد از سادات خریداری شود و به هنگام دود کردن آن زمزمه می کردند:

 عاطتیل کن، باطیل کن       تی مرده ماره بیرون کن
اسفند دوکن چاووس بایه
       مردمار به هوش بایه

 یعنی: عاطل و باطلش کن و چشم زخم را از وجودها دور ساز. مادر شوهرت را بیرون کن. اسپند دود کن تا چاووش بیاید. تا مادر شوهرت به هوش  بیاید.

 علاوه بر این به نیت این که دختران به زودی به خانه شوی بروند، دختران دم بخت را چند ساعتی از خانه بیرون و خانه تکانی می کردند. شکستن کاسه و کوزه و ظروف کهنه به علامت دور ساختن نفرت و رفع قضا و بلا از دیگر آداب این روز به شمار می رفت.

مراسم چهارشنبه سوری در نواحی مختلف گیلان با تفاوتی اندک اما شبیه به هم اجرا می شد  و گاه شلیک تیر و ترکاندن ترقه نیز در برنامه جای داشت. گاه نیز به نیت برکت، یکی از اهالی با تبر به سمت درختی که بار نمی داد می رفت اما با ضمانت دیگران برای بار آوردن درخت در سال بعد، شخص تبر به دست از قصد خود منصرف می شد.


فالگوش ایستادن

 از دیگر برنامه های چهارشنبه سوری بود. برای این کار، در گذرگاه ها می ایستادند و با شنیدن پنهانی نخستین کلمات عابرین، مفهوم آن را حمل بر توفیق یا ناکامی خود در سال آتی می شمردند.


قاشق زنی

 از دیگر رسوم اجرایی این شب بود که معمولاً جوانان و بیشتر دختران به در خانه همسایه ها می رفتند و با پنهان کردن روی خود و بدون دادن آشنایی، خواستار هدیه می شدند. نقل و نبات و تنقلات از عمده ترین چیزهایی بود که در کاسه قاشق زنان جای می گرفت.


شال اندازی

 در مناطق روستایی کوهستانی از رسوم شایع چهارشنبه سوری بود و گاه حالت نوعی خواستگاری از دختر صاحب خانه را داشت. معمولاً به گوشه شال اینان مقداری شیرینی و آجیل به عنوان هدیه صاحب خانه بسته می شد و شال اندازان بدون مشخص کردن هویت خویش به خانه فرد دیگری می رفتند.


سیزده سال

 آخرین مراسم نوروز، سیزده سال است. در این روز مردم گیلان بیشتر به کنار رودخانه ها و در دل جنگل ها می روند و به صورت گروهی، آخرین روز نوروز را گرامی می دارند. دختران گیلانی در این روز سبزه گره می زنند. این مراسم معمولاً با بندبازی، کشتی گیله مردی و نواختن ساز و نقاره همراه است.








نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها : آداب رسوم گیلانیان در نوروز، نوروز خوانی، عروس گوله، گل گل چهارشنبه، فالگوش ایستادن، قاشق زنی، شال اندازی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 آذر 1395

نام محلی : عروس گوله ، عروس گولی ، عروسی گولی، پیربابو ، عروسی غوله
نام فارسی : گل عروس


عروس گوله ، عروس گولی ، عروسی گولی، پیربابو ، عروسی غوله

عروس گوله یا گل عروس در گویش گیلکی نقاط مختلف استان گیلان به نام‌های دیگری چون: عروس گولی؛ عروسی گوله؛ عروسی گولی؛ پیربابو؛ عروسی غوله مشهور است. عروس گوله‌ی مراسمی کاملاً سنتی است که بیشتر در روستاها و آبادی‌های شرق گیلان انجام میشود.

عروس گوله، نمایش گونه‌ای ست که غول، پیربابو و نازخانم نقش اصلی را آن ایفا می‌کنند. پیربابو شخصی است که خود را به هیات پیرمردی می‌آراید. و غول مردی است که کلاهی از ساقه‌های خشک شالی (کلش یا کلوش) بر سر می‌گذارد و نقش ناز خانم را هم یکی از جوانانی که لباس زنانه به تن دارد، اجرا می‌کند.

عروس گوله ، عروس گولی ، عروسی گولی، پیربابو ، عروسی غوله

مکان : کوچه ، خیابان
تعداد بازیکنان : 10 نفر به بالا
فصل بازی : معمولا اواخر اسفند تا اواخر فروردین ماه


آداب و رسوم کهن مردم گیلان در ایام نوروز

موضوع این نمایش میدانی شادی بخش، دعوای غول و پیربابو بر سرو نازخانم است که به کشتی بین این دو می‌انجامد. غول مظهر سیاهی و زمستان و پیربابو، نماد باغبانی و ارزانی گر عروس گل به طبیعت و مردم است.

در این کشتی، غول پیروز می‌‌شود و همراه نازخانم رقص‌کنان بازی را به پایان می‌برد. سایر اعضای این نمایش فانوس‌دار، بارکش، نوازنده و کاس خانم می‌باشند.

برای اجرای نقش غول، چهره جوان تنومندی را با پودر زغال یا دوده سیاه کرده،کلاه مقوایی، کلش یا کاغذ عجیب و غریبی سرش می‌گذارند. در برخی از آبادی‌ها و روستاها نیز دو شاخ گاو بر سرش و ریش انبوه سیاهی بر چهره‌اش می‌بندند.

عروس گوله ، عروس گولی ، عروسی گولی، پیربابو ، عروسی غوله

چند جارو به عنوان دم بر پشت شلوارش و دسته‌ای بزرگ ساقه خشک شده شالی(کولوش) بر پشت و شکم و سینه او و چند زنگ بزرگ آفتابه‌ای و زنگوله بر کمر، پا و لباسش می‌آویزند و او را به شکل و هیات وحشتناکی درمی‌آورند.

زمان برگزاری نمایش در روستاهای محتلف متفاوت از هم و به طور تقریبی بین یک هفته تا یک ماه است و از حدود نیمه دوم اسفند ماه شروع می‌شود. گروه نمایش پس از غروب آفتاب از خانه‌ای به خانه دیگر می‌روند و در حیاط و فضای باز جلوی هر خانه، برنامه خود را اجرا می‌کنند و در هر خانه‌ای هم که این نمایش شادی بخش را انجام دهند، کولبارچی از صاحب‌خانه (خانه خواه) هدایایی مثل برنج، تخم مرغ، شیرینی و گاهی هم پول طلب می‌کنند.

شخصیت‌ها و شیوه اجرا :

- سرخوان: خواننده شعر ،راوىو کارگردان.
- ساز زن یا دایره زن: نوازنده سرنا (ساز محلى) دیاره زن (نوازندة دایره) که فقط ریتم آهنگ و شعر را حفظ می‌کند.
- واگیر کونان: هم سرایان شعر عروسه گوله که به دنبال گروه حرکت میکنند و به تعدادشان افزوده می‌شود.
- کترا زنان: چند نفر که با هماهنگى ساز و آواز دو کفگیر چوبى یا دو قطعه چوب را بر هم می‌کوبند.
- غول: موجودى افسانه اى و درشت پیکر.....در برخى مناطق دو شاخ گاو بر سرش می گذاشتند و ریش انبوه سیاهى برچهره اش می بستند؛ چند جارو به جاى دم و چند دسته شالى (ساقه خشک شده برنج) بر پشت و سینه‌اش می‌نهادند؛چند زنگوله هم بر لباسش آویزان مى کردند. غول نیز مانند پیربابو لباس می پوشد. شاید هم ژنده‌تر از پیربابو و با سر و وضع پریشان‌تر. او هم یک چوبدستی یا کچیک یا کچک kacakدارد که هنگام رقصیدن به کچک پیربابو می زند و می‌خواند.
- پیر بابو: همان باباى پیر فارسى است .لباس کهنه و مندرس به تن وریش سفیدى از پوست بز یا دم اسب بر صورت ،گاه نیز صورت او را سیاه مى کردندو بر سرش کلاه قیفى مقوایى مى گذاشتند. پیربابوpir babuمردی با لباس های ژنده که چوبدستی هم دارد و اداهایی هم در می آورد.
- ناز خانم یا همان عروسه گوله: از لباس و آرایش محلى استفاده مى کرد. دو دستمال وزنگهایی در دست مى گرفت که به هنگام رقص براى افشاندن و نواختن به کار مى برد. گاه سوزنى را براى فرارى دادن افراد مزاحم در دست مى گرفت و گاهى هم حالتى از خیاطى و دوخت و دوز را به نمایش مى گذاشت. نقش اروس گوله را مردی درلباس زنانه با آرایشی غلیظ واطوار و اداهای خانم ها بازی می کرد.
- کاس خانم: که کارش مراقبت از عروسه گوله بود.
- محافظ عروس: مردى جوان با پوششى محلى که با چوب و چماق از عروسه گوله مراقبت مى‌کرد.
- کول بار کش: هدایاى مردم مانند برنج، تخم مرغ، گندم و ... را بعد از نمایش درون کیسه می‌گذاشت.
 - تکل سیاهی لشکر: (سه نفر یا بیشتر). غول و پیربابو به همراه دیاره زن و گاهی وقتها همگی می خوانند:عروس گولی بیاردیم/جونه دیلی بیاردیم/خونه خواه تره نیاردیم/تی پسره بیاردیم.






ادامه مطلب


نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها : عروس گوله، عروس گولی، عروسی گولی، پیربابو، عروسی غوله، گل عروی، مراسم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 آبان 1395

نام محلی : آغوز بازی
نام فارسی : گردو بازی


آغوز بازی، گردو بازی، آغوز بازی در گیلان، بازی سنتی، گردو بازی در گیلان

این بازی یکی از بازیهای مشهور و معروف استان گیلان می باشد که در جای جای استان گیلان انجام می شد و انجام آن از هیجان و حساسیت بالایی برخوردار بود. و بچه ها هنگام بازی سرو صدای زیادی می کردند.


مکان : کوچه ، میدان و خیابان
تعداد بازیکنان : نامحدود
فصل بازی : بیشتر در تابستان

برای پیدا کردن حریف بچه ها در کوچه فریاد می زنند البازی - آغوز بازی

بازیکنان جمع می شوند و برای شروع :

1 - شیر یا خط می اندازند
2 - تر یا خشک ( فیلی یا خشک)
3 - نقطه معینی را مشخص می کنند و بازیکنان تیله خود را به آن نقطه می اندازند و به ترتیب گردوی هرکسی به هدف نزدیک تر باشد درجات زیر را می گیرد :

1 : پیشم : استاد
2 : نیشم : اول
3 : دوم نیشم : دومم
4 : سوم نیشم : سومم
5 : ...

آغوز بازی؛ گردو بازی

اصطلاحات :

آغوز : گردوی معمولی
هشتک : هشت یک = هشت گردو در کف دست یک بچه جای بگیرد
تیره (تیله) : گردوی بزرگ . آن را در پهن گاو می خواباندند تا سرخ شود و بعد، از سوراخ انتها در آن ساچمه سربی می ریختند و با موم می بستند تا محکم شود


انواع گردو بازی :

- یه پا :
بازیکنان هریک چند گردو (بسته به قرار داد) به ترتیب در یک صف می کارند و در فاصله معین می ایستند و با تیره به سوی گردو نشانه می روند، باید تیره آن چنان بر سره گردوها بخورد که یکی از گردوها حداقل به اندازه یک پا (از پنجه تا پشنه) از صف گردوها دور شود.


- تیره و گردو :
گردو را در یک خط ممتد با فاصله می کارند و هشتک را با دو انگشت می زنند. (شبیه بازی تیله انگشتی تهرانی ها)


- دیوار زنی :
بازیکنان در فاصله معین می ایستند و هر یک گردوی خود را به دیوار می کوبند. اگر فاصله گردوی دومی با اولی به اندازه یک وجب باشد دومی برنده است. یا گردو می گیرد یا کولی می خورد.






ادامه مطلب


نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها : آغوز بازی، گردو بازی، آغوز بازی در گیلان، بازی سنتی، گردو بازی در گیلان، بازی بومی و محلی، بازی های محلی گیلان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 آبان 1395

نام محلی : ورزا جنگ
نام فارسی : جنگ گاو های نر

ورزا جنگ، جنگ گاوهای نر، ورزا، ورزو، ورزا جنگ در گیلان، ورزا جنگ در شهر های گیلان


وَرزا جَنگ، جنگی است که در شمال ایران بین گاوهای نر سازمان داده می‌شود. این مراسم هم اکنون تنها در استانهای گیلان و مازندران اجرا می‌شود، اما درگذشته این مراسم در همه‌ی ایران معمول بود و بخشی از سرگرمی‌های جشن‌های محلی را در کنار سایر بازی‌هایی که از قرار دادن حیوانات علیه یکدیگر، از جمله قوچ، بوفالو، شتر، سگ‌های نگهبان، خرس و … استفاده می‌کردند تشکیل می‌داد.

ورزا جنگ، جنگ گاوهای نر، ورزا، ورزو، ورزا جنگ در گیلان، ورزا جنگ در شهر های گیلان

از رسوم و نمایش‌هاى دیرین استان گیلان ، مازندران و بعضى نقاط ایران جنگ گاوهاى نر است که در گیلان ”ورزا“ یا ”ورزو“ گفته مى‌شود. قدیمى‌ترین سند مربوط به چنین نمایشى در گیلان، فرمانى است نوشته بر سنگ مرمر قهوه‌هاى و به‌خط نستعلیق بر ایوان ورودى مسجد جامع لاهیجان که به دستور سلطان حسین صفوى نگاشته شده است. این تاریخ ۱۱۰۶ هـ .ق ذکر شده است. مردم در این فرمان از کبوترپرانی، گرگ‌دوانی، نگهدارى گاو و قوچ و سایر حیوانات براى جنگ با یکدیگر بازداشته و این بازى‌ها ممنوع شده است. ورزو گاه عظیم جثه با میل جنسی بسیار بالایی است و از ابراز آن در هیچ مکانی ابا ندارد . هزینه نگهداری این حیوان بسیار زیاد است اما ورزوها توانایی کسب درآمد بسیار زیادی دارند و بعضا چندین خانوار از کنار پرورش تنها یک عدد آن امرار معاش می کنند .

ورزا جنگ، جنگ گاوهای نر، ورزا، ورزو، ورزا جنگ در گیلان، ورزا جنگ در شهر های گیلان

جنگ بین گاو های نر که به ورزا شهرت دارد از دیرباز از منابع درآمدی و سرگرمی مردم استان گیلان بوده و ورزو های ( گاوهای نر ) این مسابقات به مانند یک جنگ آور نزد طرفداران این رشته شناخته شده اند و طرفداران برای تشویق و شرط بندی بر روی ورزو مورد علاقه خود در محل مسابقات حضور پیدا می کنند.

تماشاچیان این مسابقه گاها حتی از تماشاچیان بازی اسقلال و پرسپلیس نیز بیشتر می شود و اکثر آنها از دو استان گیلان و مازندران می باشند.

مسابقات ورزا بدلیل شرط بندی که در آن صورت می گیرد غیر قانونی بوده و این مسابقات به صورت پنهانی اما کاملا پیش بینی شده و تدارک دیده و با اطلاع رسانی هدفمند بین تماشاچیان علاقمند برگزار می شود.






ادامه مطلب


نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها : ورزا جنگ، جنگ گاوهای نر، ورزا، ورزو، ورزا جنگ در گیلان، ورزا جنگ در شهر های گیلان، گاو بازی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 مرداد 1392

نام محلی : کشتی گیله مردی، گیل کشتی
نام فارسی : کشتی گیله مردی، کشتی گیلانی



کشتی گیله مردی، کشتی گیله مردی در گیلان، کشتی گیله مردی در استان گیلان، کشتی گیلانی، گیل کشتی


کشتی گیله‌مردی یا کشتی گیلانی نوعی مراسم محبوب و دارای آداب خاص است، که دارای قوانین دقیق بوده و روح پهلوانی بر آن حکمفرماست. این ورزش در گیلان انجام می‌شود و در کنار ورزاجنگ، محبوب ترین بازی در این منطقه است. به طور سنتی، در انتهای تابستان وقتی کار کشاورزی پایان می‌یابد، یا حین بازدید چهره‌های دولتی یا در پایان مراسم مذهبی، (مثلاً در حین علم وَچینی در حیات امامزاده‌ها در آغاز محرم) برگزار می‌شود. تا ادوار اخیر، کشتی بین چند ورزشکار ویژگی معمولاً همیشگی ازدواج‌های روستایی بود. مراسم کشتی با رژهٔ سنتی کشتی گیران که به تماشاگران و رقبایشان سلام می‌کنند آغاز می‌شود. کشتی گیران یک پای خود را جلو می‌گذارند، و دست شان به ترتیب با زانو، دهان و پیشانی شان در تماس قرار می‌گیرد.

کشتی گیله مردی، کشتی گیله مردی در گیلان، کشتی گیله مردی در استان گیلان، کشتی گیلانی، گیل کشتی

در مسابقات بزرگ، تیم هر روستا تابع سلسله مراتب سفت و سختی بیت پهلوانان و تازه واردان، و در مرتبهٔ بعد بین پهلوانان است. هیچ رده‌بندی وزنی و محدودیت زمانی برای نبردها وجود ندارد ولی کشتی گیران می‌توانند اگر نبرد به طول انجامید، از داور درخواست توقف کنند. مقصود بازی این است که با استفاده از دست، مشت و پا (لگد زدن ممنوع است)، حریف را مجبور به لمس زمین کنند. به این منظور، شخص نیازمند هم قدرت و هم استراتژی است.

کشتی گیله مردی، کشتی گیله مردی در گیلان، کشتی گیله مردی در استان گیلان، کشتی گیلانی، گیل کشتی

وقتی بازی تمام می‌شود، برنده بازنده را در آغوش گرفته به مرکز زمین می‌پرد و شاخه‌ای مزین به پارچه و پول داده شده از سوی تماشاگران پس از پیروزی خود را دریافت می‌کند. در مسابقات بزرگ، بزرگان روستا ممکن است به قهرمانی که همهٔ رقبایش را حذف کرده، یک گاو یا اسب یا شال ابریشمی گلدار هدیه بدهند.

کشتی گیله مردی، کشتی گیله مردی در گیلان، کشتی گیله مردی در استان گیلان، کشتی گیلانی، گیل کشتی

سیبیل توکی، پسا لنگ، تک موشت، سر جیگیر، سرفوشان، دس به لنگ، دس به چکره، ران پوشی از جمله فنون کشتی گیله‌مردی هستند.

این ورزش در دی سال ۹۰ به شماره ۴۱۴ در فهرست آثار معنوی ایران به ثبت رسید.







ادامه مطلب


نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها : کشتی گیله مردی، کشتی گیله مردی در گیلان، کشتی گیله مردی در استان گیلان، کشتی گیلانی، گیل کشتی، کشتی گیله مردی در شهر های،
لینک های مرتبط :

نام محلی : ورزا جنگ
نام فارسی : جنگ گاو های نر

ورزا جنگ، جنگ گاوهای نر، ورزا، ورزو، ورزا جنگ در گیلان، ورزا جنگ در شهر های گیلان


وَرزا جَنگ، جنگی است که در شمال ایران بین گاوهای نر سازمان داده می‌شود. این مراسم هم اکنون تنها در استانهای گیلان و مازندران اجرا می‌شود، اما درگذشته این مراسم در همه‌ی ایران معمول بود و بخشی از سرگرمی‌های جشن‌های محلی را در کنار سایر بازی‌هایی که از قرار دادن حیوانات علیه یکدیگر، از جمله قوچ، بوفالو، شتر، سگ‌های نگهبان، خرس و … استفاده می‌کردند تشکیل می‌داد.


یکی از سرگرمی‌های روستاییان، به ویژه مردان،‌ "ورزا جنگ" است. ورزا جنگ در محوطه‌ای باز در علفزارهای طبیعی و بزرگ انجام می‌شود. اگر در چنین مکانی ورزا جنگ میسر نباشد، محدوده‌ای از شالی‌زار را برای این‌کار هموار و سفت می‌کنند. گاونر (ورزا )را از زمانی که گوساله است برای جنگیدن آماده و تربیت می‌کنند. سه تا پنج سال طول می‌کشد تا گوساله آماده‌ی جنگیدن شود. گوساله‌ای را برای جنگیدن انتخاب می‌کنند که قوی‌تر باشد. معمولاً یک نفر در خانواده مسئول پرورش گوساله می‌شود تا او را پروار و تیمار کند. گوساله‌ای را که برای جنگ انتخاب می‌شود، جدای از گوساله های دیگر نگهداری‌می‌کنند.

 او را با گاوان نر مواجهه می‌دهند تا شجاع و نترس بار بیاید و گاه با گاوهای ضعیف‌تر شاخ در شاخ شود و اعتماد به نفس پیدا کند. زمان ورزاجنگ بعداز دروی شالی  و معمولاً از آخر تابستان تا دومین یا سومین ماه پاییز است. روز جنگیدن گاوان نر با توافق صاحبان آن تعیین می‌شود. روز ورزاجنگ به علاقه‌مندان روستایی اعلام می شود. در روز معین همه‌ی مشتاقان دور تا دور میدان جنگ جمع می‌شوند. قبل از شروع برنامه، آنانی که گاوان نر جنگی دارند با هم گفت‌و گو می‌کنند که کدام گاوها باهم بجنگند و هرکسی سعی می‌کند گاوش با گاو ضعیف‌تری مقابله کند، تا پیروز میدان و برنده‌ی شرط بندی باشد.

افراد حاضر در میدان جنگ هم روی گاوهای مورد نظرشان شرط بندی می‌کنند و پول شرط بندی را به امانت نزد فردی مورد اعتماد قرار می‌دهند، تا پس از پایان جنگ، پول را بین برندگان تقسیم کند. دو گاو نر جنگی را در حالی‌که ریسمانی به گردن و شاخشان بسته‌اند به میدان می‌آورند. بعد دو گاو را به هم نزدیک و شاخ در شاخ می‌کنند. پس از شاخ در شاخ شدن گاوها طناب آنها را باز می‌کنند، تا حیوانات با یکدیگر بجنگند.  امروزه کمتر این‌کار را انجام می‌دهند. اگر گاوی ضمن جنگیدن به حریف پشت کند و فرار را به قرار ترجیح دهد بازنده است.

در گذشته گاو قوی‌تر سر در پی گاو گریزپا می‌کرد و او را با ضربه‌های شاخ‌هایش از پا در می‌آورد و خونین و مجروح می‌کرد. در پایان مراسم، پوست حیوان مجروح را در می‌آوردند و گوشتش را در همان محل می‌فروختند، امروزه گاو برنده را می‌گیرند تا به گاو زخمی و بازنده، آسیبی وارد نکند. در زمان گذشته، صاحب گاو نر برنده، علاوه بر دریافت جایزه شرط‌بندی، از مردم میدان هم دوران می‌کرد ( به دور مجلس گردیدن و پول و هدایای مجلسیان را جمع کردن ) و گاه دوبار دوران می‌کرد که امروز کمتر معمول و متداول است و برنده فقط به همان جایزه اکتفا می‌کند.

 نمایش "ورزاجنگ"هنوز هم در روستاهای گیلان اجرا می‌شود و روستاییان زیادی به این بازی علاقمندند. ورزاجنگ از جمله مراسمی است که در گذشته گاه در عروسی‌ها نیز بدون شرط بندی برگزار می شد.


قدیمی ترین عکس از ورزا جنگ در گیلان (احتمالاَ دوره قاجار)

قدیمی ترین عکس از ورزا جنگ در گیلان (احتمالا دوره قاجار)، ورزاجنگ






نوع مطلب : بومی محلی، 
برچسب ها : ورزا جنگ، جنگ گاوهای نر، ورزا، ورزو، ورزا جنگ در گیلان، ورزاجنگ، ورزا جنگ در شهر های گیلان،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :

  • آخرین بازدید :

  • آخرین بروز رسانی :

سایر امکانات



Online User
 
 
بالای صفحه
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic